SHAHAB IONMآکادمی نورومانیتورینگ

رفلکس H (Hoffmann Reflex) چیست؟ پایش رفلکس تک‌سیناپسی ریشه S1 در نورومانیتورینگ

مرداد ۱۴۰۵
رفلکس H (Hoffmann Reflex) چیست؟ پایش رفلکس تک‌سیناپسی ریشه S1 در نورومانیتورینگ

در کنار روش‌های شناخته‌شده‌ای مثل SSEP و MEP، یکی از ابزارهای کمکیِ نورومانیتورینگ حین عمل (IONM) که به‌ویژه در جراحی ستون فقرات کمری و سینه‌ای کاربرد دارد، رفلکس H یا رفلکس هافمن (Hoffmann Reflex) است. در این مقاله به زبان ساده می‌بینیم رفلکس H چیست، چطور کار می‌کند و چه زمانی به کار تیم نورومانیتورینگ می‌آید.

رفلکس H یعنی چه؟

رفلکس H اولین‌بار توسط پل هافمن (Paul Hoffmann) توصیف شد و به همین دلیل به «رفلکس هافمن» هم معروف است. این رفلکس یک قوس بازتابیِ نخاعی تک‌سیناپسی (monosynaptic) است: با یک تحریک الکتریکیِ خفیف روی عصب محیطی (معمولاً عصب تیبیال در حفره‌ی پشت زانو)، رشته‌های حسیِ وابسته به دوک‌های عضلانی تحریک می‌شوند، سیگنال از طریق ریشه‌ی خلفی وارد نخاع می‌شود، مستقیماً و بدون واسطه‌ی اینترنورون با نورون حرکتیِ شاخ قدامی سیناپس می‌بندد، و پاسخ از طریق بخش حرکتیِ همان عصب به عضله (معمولاً عضله‌ی سولئوس ساق پا) بازمی‌گردد.

رفلکس H چه مسیری را پایش می‌کند؟

چون قوسِ رفلکس H از ریشه‌ی حسی S1 وارد نخاع و از ریشه‌ی حرکتی S1 خارج می‌شود، این رفلکس یک شاخصِ حساس برای سلامتِ ریشه‌ی عصبیِ S1 است و هم بخشِ آوران (حسی) و هم بخشِ وابران (حرکتی) آن را در یک حلقه پایش می‌کند. به همین دلیل رفلکس H اغلب برای جراحی‌هایی که ریشه‌ی S1 یا نخاعِ کمری-سینه‌ای در معرض خطر است، به‌عنوان مکملِ SSEP و MEP استفاده می‌شود.

تفاوت رفلکس H با F-wave و MEP

  • رفلکس H در برابر F-wave: رفلکس H یک قوسِ رفلکسیِ حقیقی با سیناپس در نخاع است و از طریق رشته‌های حسیِ دوکِ عضلانی راه می‌افتد؛ در حالی که F-wave پاسخِ بازگشتیِ خودِ نورون‌های حرکتی است و مسیر حسی در آن دخیل نیست.
  • رفلکس H در برابر MEP: MEP با تحریک مستقیمِ قشر حرکتی یا نخاع، مسیرِ کورتیکواسپاینال را از بالا به پایین پایش می‌کند؛ رفلکس H یک حلقه‌ی محیطی-نخاعی-محیطی است که مستقل از مسیر کورتیکواسپاینال کار می‌کند و به همین دلیل حتی وقتی MEP به هر دلیلی قابل ثبت نباشد، می‌تواند اطلاعات مفیدی از سلامتِ نخاع بدهد.

کاربرد رفلکس H در نورومانیتورینگ حین عمل

در مطالعه‌ای روی ۱۹ بیمار تحتِ جراحی ستون فقرات سینه‌ای برای تومورهای متاستاتیک، رفلکس H به‌همراه SSEP پایش شد؛ در بیمارانی که موج H پایدار ماند یا افتِ گذرا داشت و به خط پایه بازگشت، هیچ‌کدام دچار نقصِ عصبیِ جدیدِ پس‌از‌عمل نشدند. نویسندگان نتیجه گرفتند که پایدار ماندنِ رفلکس H حین عمل با پیامدِ عصبیِ مطلوب همراه است و به‌ویژه در مواقعی که ثبتِ MEP ممکن نیست، می‌تواند جایگزینِ معقولی باشد — از جمله به این دلیل که نسبت به ایسکمیِ نخاعی حساس، کم‌هزینه و نسبتاً ساده برای ثبت است.

کاربردِ دیگرِ رفلکس H در جراحی‌های کمری/اندوسکوپیِ دیسکِ کمری برای فشردگیِ ریشه‌ی S1 است: چند مطالعه نشان داده‌اند که دامنه و تأخیرِ رفلکس H حینِ دستکاریِ جراحیِ ریشه (مثل کشش یا جابه‌جاییِ آن برای برداشتنِ دیسک) به‌طورِ آنی تغییر می‌کند و می‌تواند به‌عنوان یک شاخصِ real-time هم برای هشدارِ به‌موقع در برابرِ آسیبِ ناشیِ از دستکاریِ بیش‌ازحد، و هم برای ارزیابیِ بهبودِ عملکردِ ریشه پس از دکومپرسیون، به کار برود.

محدودیت‌های رفلکس H

  • رفلکس H عمدتاً به ریشه‌ی S1 اختصاص دارد و اطلاعاتی از سایر سطوحِ نخاعی نمی‌دهد؛ برای پایشِ کاملِ نخاع باید همراه با SSEP/MEP به کار رود، نه به‌جای آن‌ها.
  • دامنه‌ی رفلکس H تحتِ تأثیرِ نوعِ بیهوشی قرار می‌گیرد؛ اثرِ سرکوب‌کننده‌ی داروهایی مثل پروپوفول روی این رفلکس هنوز موضوعِ بحث و تحقیق است، پس تفسیرِ تغییراتِ آن باید با درنظرگرفتنِ عمقِ بیهوشی انجام شود.
  • رفلکس H به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزینِ MEP برای ارزیابیِ مستقیمِ نقصِ حرکتی باشد؛ نقشِ آن بیشتر مکمل و کمکی است، به‌خصوص وقتی MEP قابلِ‌اعتماد ثبت نمی‌شود.

جمع‌بندی

رفلکس H یک قوسِ بازتابیِ ساده و تک‌سیناپسی است که با پایشِ هم‌زمانِ بخشِ حسی و حرکتیِ ریشه‌ی S1، اطلاعاتِ ارزشمندی درباره‌ی سلامتِ نخاع و ریشه‌های عصبیِ کمری-خاجی در اختیارِ تیمِ نورومانیتورینگ می‌گذارد — به‌ویژه در لحظاتی که روش‌های اصلی مثلِ MEP به هر دلیلی در دسترس نیستند. به همین دلیل رفلکس H امروز بیشتر به‌عنوانِ یک ابزارِ مکمل و کم‌هزینه در کنار SSEP و MEP در جراحی‌های ستون فقرات کمری و سینه‌ای شناخته می‌شود.

منابع

این مطلب صرفاً جنبه‌ی آموزشی و اطلاع‌رسانی دارد و جایگزین مشاوره، تشخیص یا درمان تخصصی پزشکی نیست. برای هر تصمیم درمانی با پزشک متخصص مشورت کنید.

مطالب آموزشی جایگزین پروتکل مرکز و تصمیم تیم بالینی نیستند.