پایش عصب اکسسوری نخاعی (SAN) چیست؟ محافظت از عملکرد شانه در جراحی گردن
یکی از اعصابی که در جراحیهای گردن و پاروتید بیشترین آسیبپذیری را دارد، عصب اکسسوری نخاعی (Spinal Accessory Nerve یا SAN) است؛ همان عصبِ جمجمهایِ یازدهم که حرکتِ شانه و بالابردنِ بازو را ممکن میکند. در این مقاله به زبان ساده میبینیم این عصب چیست، چرا در معرض خطر است و چطور نورومانیتورینگ حین عمل (IONM) از آن محافظت میکند.
عصب اکسسوری نخاعی یعنی چه؟
عصب اکسسوری نخاعی، عصبِ جمجمهایِ شمارهی یازدهم (CN XI) است. این عصب پس از خروج از جمجمه از کنارِ سیاهرگ ژوگولار داخلی در گردن عبور میکند و مسیرِ نسبتاً طولانی و سطحیای دارد که آن را در برابر آسیبهای جراحی آسیبپذیر میکند. عصب اکسسوری دو عضلهی اصلی را عصبدهی میکند: استرنوکلیدوماستوئید (SCM) که سر را میچرخاند، و ذوزنقهای (Trapezius) که مسئولِ بالاآوردنِ شانه و چرخشِ کتف در حرکاتِ بالای سر است.
این عصب در چه جراحیهایی در خطر است؟
به دلیل مسیرِ سطحی و طولانیاش، عصب اکسسوری در چند نوع جراحیِ گردن و سر در معرضِ آسیب قرار میگیرد:
- تشریح گردن (Neck Dissection): در جراحیهای رادیکال، بروزِ آسیب میتواند به حدودِ ۴۶ درصد برسد؛ در تشریحهای محدودتر (modified) این رقم پایینتر و حدود ۲۵ درصد گزارش شده است.
- پاروتیدکتومی: برداشتنِ غدهی بزاقیِ پاروتید، بهخصوص در نزدیکیِ عصب.
- بیوپسیِ غدد لنفاویِ مثلثِ خلفیِ گردن.
- جراحیهای کاروتید و برخی اعمالِ زیبایی (فیسلیفت).
آسیبِ این عصب چه علائمی دارد؟
آسیب به عصب اکسسوری نخاعی مجموعهای از نشانهها را ایجاد میکند که به آنها «سندرومِ شانه» گفته میشود:
- درد در ناحیهی گردن، بالای پشت و بازو
- افتادگیِ شانه و کاهشِ توانِ دورکردنِ بازو (abduction)
- بالدرآمدنِ کتف (Scapular Winging) — برجستهشدنِ لبهی داخلیِ استخوانِ کتف
- آتروفیِ عضلهی ذوزنقهای و محدودشدنِ دامنهی حرکتیِ شانه
- افتِ عملکرد در فعالیتهای بالای سر (مثلِ شانهکردنِ مو یا برداشتنِ اجسام از قفسهی بالا)
نورومانیتورینگ چطور از این عصب محافظت میکند؟
در حین عمل، تیمِ نورومانیتورینگ از چند الکترود برای پایشِ این عصب استفاده میکند:
- الکترودهای ثبت: در عضلهی استرنوکلیدوماستوئید و عضلهی ذوزنقهای قرار میگیرند تا فعالیتِ عضلانی را ثبت کنند.
- پروبِ تحریککننده: جراح با یک پروبِ کوچک، عصب را با جریانِ الکتریکیِ خفیف (حدودِ نیم تا چند میلیآمپر) تحریک میکند تا محلِ دقیقِ عصب پیش از قطعِ بافتهای اطراف شناسایی شود.
- پایشِ EMG آزاد (Free-run): در تمامِ طولِ عمل، فعالیتِ الکتریکیِ خودانگیختهی عضلات زیر نظر است تا هر کشش یا تحریکِ ناخواستهی عصب فوراً مشخص شود.
نورومانیتورینگ چقدر مؤثر بوده است؟
در مطالعاتی که از این روش در تشریحِ گردن استفاده کردهاند، هیچ بیماری دچارِ «سندرومِ شانه»ی قابلِتوجه (شاملِ ضعفِ عملکردی، محدودیتِ دامنهی حرکتی یا بالدرآمدنِ کتف) نشده است، هرچند درصدی از بیماران در روزهای اولِ پس از عمل دردِ خفیفِ موضعی را گزارش کردهاند که بیشتر به دردِ جراحی مرتبط بوده تا آسیبِ عصبی. با این حال، برخی بررسیهای الکتروفیزیولوژیک نشان دادهاند که حتی با حفظِ ظاهریِ عصب، ممکن است به دلیلِ کشش در حینِ عمل، درجاتِ خفیفی از آسیبِ آکسونی و کاهشِ موقتِ قدرتِ عضلهی ذوزنقهای رخ دهد — بدونِ آنکه لزوماً به ناتوانیِ محسوسی در فعالیتهای روزمره منجر شود.
جمعبندی
عصب اکسسوری نخاعی به دلیلِ مسیرِ سطحی و طولانیاش، در جراحیهای گردن، پاروتید و کاروتید در معرضِ خطر قرار دارد و آسیب به آن میتواند عملکردِ شانه را برای مدتِ طولانی مختل کند. نورومانیتورینگ حین عمل، با شناساییِ دقیقِ عصب از طریقِ تحریکِ مستقیم و پایشِ پیوستهی EMG، به تیمِ جراحی کمک میکند این عصبِ حیاتی را حفظ کرده و خطرِ سندرومِ شانه را به حداقل برساند.
منابع
این مطلب صرفاً جنبهی آموزشی و اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاوره، تشخیص یا درمان تخصصی پزشکی نیست. برای هر تصمیم درمانی با پزشک متخصص مشورت کنید.