SHAHAB IONMآکادمی نورومانیتورینگ

مانیتورینگ عصب تروکلئار (Trochlear, CN IV) چیست؟ چالشِ پایشِ کوچک‌ترین عصبِ حرکتیِ چشم

مرداد ۱۴۰۵
مانیتورینگ عصب تروکلئار (Trochlear, CN IV) چیست؟ چالشِ پایشِ کوچک‌ترین عصبِ حرکتیِ چشم

در میان سه عصبِ حرکتیِ چشم (III، IV و VI)، عصب تروکلئار (Trochlear Nerve, CN IV) از نظر نورومانیتورینگ حین عمل جایگاهِ ویژه‌ای دارد: هم نازک‌ترین و آسیب‌پذیرترینِ این سه عصب است، و هم از نظرِ فنی دشوارترینشان برای پایش. در جراحی‌های قاعده جمجمه، سینوس کاورنو و تنتوریوم که این عصب در معرض خطر است، تیمِ IONM تلاش می‌کند با ثبتِ EMG از عضله‌ای که این عصب کنترل می‌کند، آن را زیرِ نظر بگیرد. در این مقاله می‌بینیم عصب تروکلئار چیست، چرا این‌قدر آسیب‌پذیر است و چرا پایشِ حین‌عملِ آن هنوز محدودتر از عصب‌های III و VI است.

عصب تروکلئار (CN IV) چه کاری انجام می‌دهد؟

عصب تروکلئار چهارمین عصب مغزی است و از نظرِ آناتومیک چند ویژگیِ منحصربه‌فرد دارد: هسته‌ی آن در مغزِ میانی (midbrain) قرار دارد، و برخلافِ همه‌ی اعصابِ مغزیِ دیگر، تنها عصبی است که از سطحِ پشتیِ (dorsal) ساقه‌ی مغز خارج می‌شود. رشته‌های آن پیش از خروج، به سمتِ مقابل تقاطع (decussate) می‌کنند، یعنی هسته‌ی هر طرف، عضله‌ی چشمِ سمتِ مقابل را عصب‌دهی می‌کند. این عصب تنها یک عضله را کنترل می‌کند: عضله‌ی مایل بالایی (superior oblique) که مسئولِ چرخشِ داخلیِ چشم (intorsion) و پایین‌آوردنِ آن — به‌ویژه در حالتی که چشم به‌سمتِ داخل (adduction) چرخیده — است. آسیبِ آن معمولاً با دوبینیِ عمودی و کجیِ جبرانیِ سر بروز می‌کند.

چرا این عصب این‌قدر آسیب‌پذیر است؟

عصب تروکلئار با وجودِ اینکه نازک‌ترین عصبِ مغزی است، طولانی‌ترین مسیرِ داخل‌جمجمه‌ای را در میانِ همه‌ی اعصابِ مغزی طی می‌کند. پس از خروج از پشتِ ساقه‌ی مغز، دورِ مغزِ میانی می‌پیچد، از لبه‌ی آزادِ تنتوریومِ مخچه عبور می‌کند و وارد دیواره‌ی جانبیِ سینوسِ کاورنو می‌شود — جایی که ابتدا زیرِ عصبِ اکولوموتور (CN III) و در نزدیکیِ عصبِ ابدوسنس (CN VI) و شاخه‌ی اول عصبِ سه‌قلو قرار دارد، پیش از آنکه از طریقِ شکافِ فوقانیِ اربیت وارد کاسه‌ی چشم شود. همین مسیرِ طولانی، باریک و پیچ‌درپیچ، عصب تروکلئار را در جراحی‌هایی مانندِ برداشتنِ مننژیومِ تنتوریوم، تومورهای سینوسِ کاورنو، ضایعاتِ ناحیه‌ی پینه‌آل و آنوریسم‌های شریانِ ارتباطیِ خلفی، در معرضِ کشش و آسیبِ مستقیم قرار می‌دهد. حتی در آسیب‌های غیرِجراحی هم، شایع‌ترین علتِ فلجِ اکتسابیِ این عصب، ضربه‌ی سر با شتابِ ناگهانی است.

پایش حین عمل عصب تروکلئار چطور انجام می‌شود؟

اصلِ روش مشابهِ پایشِ سایر اعصابِ حرکتیِ چشم است: چون خودِ عصب داخلِ سر بسیار باریک و صعب‌الوصول است، به‌جای ثبتِ مستقیم از عصب، پاسخِ عضله‌ای که کنترل می‌کند دنبال می‌شود.

  • الکترودگذاری: یک الکترودِ سوزنیِ ظریف در عضله‌ی مایلِ بالایی کار گذاشته می‌شود تا فعالیتِ الکتریکیِ آن را ثبت کند.
  • تحریکِ داخل‌جمجمه‌ای: جراح با یک پروبِ تحریک‌کننده، مستقیماً روی خودِ عصب یا نزدیکِ آن در میدانِ جراحی (مثلاً در سینوسِ کاورنو یا کنارِ تنتوریوم) یک پالسِ الکتریکیِ خفیف می‌فرستد.
  • ثبتِ پاسخ (CMAP): اگر عصب سالم باشد، این تحریک باعثِ یک پاسخِ عضلانیِ قابل‌ثبت (compound muscle action potential) در عضله‌ی مایلِ بالایی می‌شود — همین پاسخ هم برای شناساییِ محلِ دقیقِ عصب پیش از تماسِ مستقیمِ جراح با آن (mapping) به‌کار می‌رود، و هم برای سنجشِ سلامتِ عملکردیِ آن در طولِ عمل.
نکته‌ی فنی: مشابهِ پایشِ عصب‌های اکولوموتور و ابدوسنس، دریافتِ پاسخِ عضلانیِ قابل‌اندازه‌گیری از عضله‌ی مایلِ بالایی مستلزمِ آن است که بی‌هوشی با شل‌کنندگیِ عضلانیِ جزئی (partial neuromuscular blockade) اداره شود، نه شل‌کنندگیِ کامل.

چرا پایش این عصب دشوارتر از عصب‌های III و VI است؟

برخلافِ عصب‌های اکولوموتور و ابدوسنس که چندین دهه است در مراکزِ نورومانیتورینگ به‌طورِ نسبتاً روتین پایش می‌شوند، پایشِ عصب تروکلئار هنوز محدودتر و کمترْ استانداردشده است. در یکی از نخستین مطالعاتِ منتشرشده در این زمینه (کاواگوچی و همکاران، ۱۹۹۶)، پژوهشگران با تحریکِ داخل‌جمجمه‌ای و ثبتِ CMAP توانستند در کنارِ عصب‌های III و VI، عصب تروکلئار را نیز در تعدادِ محدودی از بیماران (۶ عصب) با موفقیت پایش کنند و تغییراتِ حین‌عملِ سیگنال با وضعیتِ عصبیِ بیمار پس از عمل هم‌خوانی داشت. با این حال، در مطالعه‌ای دیگر که چند سال بعد منتشر شد (شلاکه و همکاران، ۲۰۰۱)، پژوهشگران تنها توانستند عصب‌های III و VI را پایش کنند و درباره‌ی عصب IV صریحاً نوشتند که «تلاشِ بیشتری برای گسترشِ این تکنیک به عصب تروکلئار لازم است» — یعنی در آن مطالعه، پایشِ این عصب محقق نشد. بخشی از این دشواری به عمقِ عضله‌ی مایلِ بالایی در اربیت و پیچیدگیِ فضای محدودِ داخلِ کاسه‌ی چشم نسبت داده می‌شود که دسترسیِ دقیق و ثابت به آن را، برخلافِ عضله‌های راستِ خارجی یا داخلیِ چشم، دشوارتر می‌کند. به‌دلیلِ حجمِ کمِ نمونه‌ها در همه‌ی این مطالعات، پایشِ عصب تروکلئار امروز عمدتاً در مراکزِ باتجربه‌ی قاعده‌ی جمجمه و به‌صورتِ مکمل به‌کار می‌رود، نه به‌عنوانِ یک استانداردِ فراگیر مانندِ پایشِ عصب اکولوموتور یا ابدوسنس.

علائم هشدار در حین عمل

وقتی الکترودگذاری و تحریک ممکن باشد، تیمِ نورومانیتورینگ به همان نشانه‌های آشنا در پایشِ سایرِ اعصابِ حرکتیِ جمجمه توجه می‌کند: بالا رفتنِ آستانه‌ی تحریکِ لازم برای گرفتنِ پاسخ، کاهشِ دامنه‌ی پاسخِ عضلانی، افزایشِ تأخیرِ پاسخ، یا از بین رفتنِ کاملِ آن در حینِ دستکاریِ نزدیکِ عصب. هر کدام از این تغییرات بی‌درنگ به جراح گزارش می‌شود تا در صورتِ امکان، فشار یا کششِ واردشده به ناحیه کاهش یابد.

جمع‌بندی

عصب تروکلئار، با وجودِ آنکه نازک‌ترین و در عینِ حال آسیب‌پذیرترینِ اعصابِ حرکتیِ چشم است، از نظرِ فنی هم دشوارترینِ آن‌ها برای پایشِ حین عمل به‌حساب می‌آید. ثبتِ EMG از عضله‌ی مایلِ بالایی و تحریکِ داخل‌جمجمه‌ایِ عصب، در مراکزِ باتجربه‌ی قاعده‌ی جمجمه ابزاری کمکی برای شناسایی و پایشِ این عصب فراهم می‌کند، هرچند این روش هنوز به‌اندازه‌ی پایشِ عصب‌های اکولوموتور و ابدوسنس رایج و استانداردشده نیست.

منابع

این مطلب صرفاً جنبه‌ی آموزشی و اطلاع‌رسانی دارد و جایگزین مشاوره، تشخیص یا درمان تخصصی پزشکی نیست. برای هر تصمیم درمانی با پزشک متخصص مشورت کنید.

مطالب آموزشی جایگزین پروتکل مرکز و تصمیم تیم بالینی نیستند.